تبلیغات
بچه های فاطمی - زندگی نامه شهید دکتر عبدالحمید دیالمه
بچه های فاطمی
معرفی کوتاه شهید دیالمه

Related image

شهید دیالمه بعد از انقلاب

اصلاح اندیشه ها و کاشتن بذر عقیده صحیح و استوار در جوانان را باید از اهداف جدی شهید دیالمه دانست. او در راستای هدف خود نگرانیها و دغدغه هایی داشت که نشان از شناخت و بصیرت او از دین بود. یکی از نگرانی های شهید دیالمه، اندیشه های خطا و برداشت های غلط از دین بود، چیزی که کمتر مورد توجه قرار می گرفت و می گیرد. گرچه برخورد با اندیشه های دینی طبیعتا شامل عملکرد آدمها هم می شود ، امادقت در عقائد و واکاوی آن ها سبب اصلی ای بود که به شهید دیالمه کمک می کرد تا شخصیت ها را بشناسد و به راحتی رفتارشان را تجزیه و تحلیل و حتی پیش بینی کند. به باور اومقابله و ضدیت اهل باطل با اسلام، سابقه¬ای به طول تاریخ داشت. از همان زمانی كه انبیاء(ع) در معركه اصلی دعوت خود، انسان¬ها را به توحیدباوری فراخوانده¬اند و «اطاعت الله» در مقابل «اتباع هوی» قرارگرفت، «طغیان» و «عبودیت» در دو جبهه مقابل و سازش ناپذیر صف آرایی کردند از دیگر دغدغه های شهید دیالمه مسائل مربوط به حوزه زنان است. شهید دیالمه به تفصیل به ترسیم چهره واقعی زن می پردازد و مسائل مربوط به این حوزه را آسیب شناسی می کند ....


Image result for ‫شهید دیالمه‬‎

شهید دیالمه قبل از انقلاب

مبارزات دانشجویی در دانشگاه مشهد بر علیه نظام شاه در چارچوب های دینی را چه کسی طراحی، برنامه ریزی و رهبری می کرد؟ مخالفت روحانیت و مرجعیت شیعه با خاندان پهلوی، از قلدری رضاخان در بدست گرفتن قدرت و مقابله غیر اخلاقی و نادیده گرفتن رأی حقیقی مراجع و علما و شهادت مرحوم مدرس، بی حرمتی به روحانیت و حوزه های علمیه و سرانجام کشف حجاب، نشأت گرفت. بعد از او پسرش با پذیرش کاپیتولاسیون و رفتار خلاف مذهب در جریان جشن های دوهزار و پانصد ساله، نوشیدن شراب در انظار عمومی،تغییر تاریخ از مبدا هجری به شاهنشاهی، برگزاری جشن های غیر اخلاقی و ضد دینی تحت عناوین مختلف در شیراز، اظهارات کودکانه و عجیب در تشکیل حزب فرمایشی رستاخیز این مخالفت ها را به اوج خود رساند. لذا در سال های ابتدایی نیمه دوم قرن چهارن هجری شمسی دیگر مخالفت امام(ره) با شاه مطلب پنهانی در نظر افراد معتقد به اسلام و آشنا با افکار ایشان نبود. مبارزه با نظام شاهنشاهی در میان جوانان مسلمان و مقلدان آقا یک تکلیف محسوب می شد و ساواک جنایتکار، داشتن عقاید مذهبی را برای جوانان جرم می دانست به گونه ای که با داشتن و خواندن کتب مذهبی حتی نهج البلاغه فرد را مجرم می دانست و بازداشت می کرد.


Image result for ‫شهید دیالمه‬‎

زندگی نامه شهید دیالمه

و

نحوه شهادت شهید دیالمه

اولین و یگانه فرزند پسر خانواده بود كه در 20 شعبان 1373 مطابق با 4 اردیبهشت 1333 در تهران در دامان پدر و مادر و خانواده ای كه با عشق به اسلام و مكتب اهل بیت عجین بود، دیده به جهان گشود.....




 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com


موسسه فرهنگی احیاء الثقلین

اولین و یگانه فرزند پسر خانواده بود كه در 20 شعبان 1373 مطابق با 4 اردیبهشت 1333 در تهران در دامان پدر و مادر و خانواده‌ای كه با عشق به اسلام و مكتب اهل بیت عجین بود، دیده به جهان گشود. از همان كودكی نشانه‌های بزرگی در مشی او نمایان بود، هوش و ذكاوت، ایثار و محبت، مدیریت و ابتكار از جمله ویژگی‌هایی بود كه همواره اطرافیان و معلمانش بدان اعتراف می‌كردند.

دوران دبستان را در مدرسه فرهاد كه از مدارس خصوصی آن روز به شمار آمده و دارای امكانات ویژه‌ی آموزشی و تربیتی بود سپری كرد. توجه او به كتاب‌های خاصی از نوع تاریخ و ادبیات كه در كتابخانه مدرسه وجود داشت و موفقیت‌های او در مسابقات كتابخوانی، از جمله نكاتی بودكه آینده‌ی تأثیر گذار او را در باور مربیان او تشدید می‌كرد.

پس از طی موفقیت آمیز دوران دبستان، دوران متوسطه را در رشته طبیعی در دبیرستان هدف شماره 1 آغاز كرد. در همین دوران بود كه تلاش‌های فكری و اعتقادی او برای فهم اسلام شكل گرفت و همگام با فعالیت در دبیرستان به بهره جویی از مدرسین حوزه علمیه چون آیت الله ناصر مكارم شیرازی و آیت الله جعفر سبحانی و شهید مطهری پرداخت .

نگرش دیالمه از همان آغاز با دیدگاه بسیاری از جوانان، از جمله با دوستان و هم سن و سالانش متفاوت بود.

شرایط خانوادگی‌ای كه او در آن می‌زیست، اقتضای ادامه تحصیل در یكی از بزرگترین مراكز علمی و دانشگاه‌های معتبر خارج از كشور را داشت ، خصوصاً آن كه وی دانش آموز ممتاز و مبتكری به حساب می‌آمد كه از هوش و ذكاوت ویژه‌ای بر خوردار بود. اما او كه چشم انتظار روزهای شكوفایی بود در سال 1352 با انتخاب رشته‌ی پزشكی در دانشگاه مشهد، سرنوشتش رقم خورد.

این امر نقطه‌ی عطفی در حیات او بود كه می‌توان آن را آغاز هجرت به سوی تكلیف دانست، در واقع همت بلندش از او شخصیتی ساخته بود كه به ادای تكلیف بیش از هر چیز دیگر می‌اندیشید ، امری كه در جوانان آن روزگار به ندرت یافت می‌شد.

یك سال پس از ورود به دانشگاه به دلیل فعالیت‌های سیاسی شهید بر علیه رژیم پهلوی از ادامه تحصیل در رشته پزشكی توسط مسؤولین امر محروم گردید به گونه‌ای كه او را مجبور به تغییر رشته از پزشكی به داروسازی نمودند، اما او كه به هدفی بزرگتر می‌اندیشید همچون كوه، استوار و مقاوم به راه خود ادامه داد.

از سال 1352 تا اواخر سال 1356 كه مصادف با دوران خفقان رژیم منحوس پهلوی بود حركت جهادی خود را در دو بعد فكری و سیاسی استمرار بخشید و در همین سال‌ها برای اولین بار در دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس كتابخانه اسلامی نمود تا از این طریق افراد را شناسایی و جذب نماید.

او با تشكیل گروه‌های چند نفری اقدام به نشر افكار ناب اسلامی شیعی و شكل دهی مبارزه با رژیم ستم شاهی كرد و با جلسات خود توانست این خلأ فكری در دانشگاه را پر كند و در محیطی كه مسلمانانش از چند نفر بی خط و نشان و بی تفاوت و یا گروه‌هایی كه بعدها منافق نام گرفتند تشكیل شده بود ، خط صحیح اسلامی را به دور از افراط و تفریط‌ها در جمع جوانانی كه گِردش فراهم آمده بودند نمایان سازد و خود پیشتاز و الگوی تمام نمای این تفكرباشد.

كسی كه از جریان‌های فرهنگی اجتماعی آن روزگار آگاه باشد به خوبی در می‌یابد كه نقش سازنده‌ی این اندیشمند مجاهد جوان در تربیت ایمانی جوانان آن عصر تا چه اندازه بوده است. بر خلاف بسیاری از مبارزان دانشگاهی او به شدت به تهذیب و خود‌سازی خود و دوستانش همت داشت و معتقد بود كه مبارزه و اصلاح باید از درون افراد آغاز شود، از این جهت چیزی از ارزش‌های اخلاقی نبود كه بگوید و خود بدان پای بند نباشد، عملش بیش از كلامش بود و مانند كسانی نبود كه دین را به دنبال خود بكشند و به میل خود تعبیر و تفسیر كنند.

اهتمام به عبادت، خصوصاً نماز اول وقت، علاقه به سجده‌های طولانی بعد از نماز، اهتمام به روزه و نماز شب راه‌هایی برای همین تهذیب بود .

پرهیز از رفاه زدگی و زهد انتخابی، او را با محرومیت‌های جامعه پیوند می‌داد ، بسیار ساده می‌زیست و علی رغم این كه دنیای حلال برای او فراهم بود اما او دنیا را عرصه ی تجلی پروردگار و آزمایش او می‌دید و دیگران نیز می‌توانستند در محضر او بی‌مقداری دنیا را در برابر سرای عقبا حس كنند.

آنچه دیگران را به سوی او سوق می‌داد، ویژگی‌هایی بود كه در منش او مشاهده می‌شد. در معاشرت بسیار هوشمند ومؤدب بود، دلنشین و گرم سخن می‌گفت، حضوری بسیار مطلوب و برخوردی متواضعانه داشت؛ قدی رشید، هیبتی جذاب، آرامشی متفكرانه همراه با چشمانی رنج آشنا، توانست افراد بسیاری را، با افكار و اندیشه‌های متفاوت به دور خود جمع كند.

نكته قابل توجه در طول مبارزات شهید دیالمه این بود كه می‌كوشید تا همه رفتارهایش از جلسات و درس‌ها گرفته تا مبارزات سیاسی‌اش بر اساس عملكرد اسوه‌های الهی و ائمه معصومین(ع) باشد، از این جهت به شدت از رفتارهای غیر اصولی و كور حتی در مبارزه دوری می جست و می‌كوشید تا راه‌هایی كه بر می‌گزیند خالی از گناه باشد.

ترغیب مبارزان به دینداری و دینداران آن روز به مبارزه اصولی از مهمترین دغدغه‌های او بود.

نشر فرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب منحوس رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد نقشه‌های صهیونیسم از نمونه كارهای او در دانشگاه بود، همچنین شركت فعال در حركت‌های علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای 54 و 55 در مشهد و اعلام مرجعیت و زعامت امام (ره) به اشكال مختلف از جمله مواردی بود كه در دو نوبت موجب هجوم ساواك رژیم پهلوی به خانه او و دستگیری وی شد.

مهمترین ویژگی شهید دیالمه در دردمندی او بود. خصوصیتی كه شرط آن ، خردمندی و درك درست دین و حساس بودن به آن است. شهید دیالمه از جمله كسانی بود كه به شدت در برابر هجوم به دین حساس بود. در زمانی كه امت به پا خاسته و مسلمان ایران و به خصوص نسل جوان تشنۀ اسلام، آماده فراگیری هر گونه اعتقادی بودند و گروه‌های مختلف در قالب‌های گوناگون در مسیر اندیشه‌های این تشنگان قرار گرفته و با عناوین فریبنده توانستند مریدانی برای خویش بسازند، شهید دیالمه با قدرت ایمانی كه در او بود توانست مفاهیم ناب دین اسلام اصیل و ژرفای آموزه‌های آن را نشان دهد و كج روی‌ها را آشكار سازد.

تأثیر گذاری شگرف او در جامعه از باب بیان مطالب جدید و واژگان روشنفكری و مانند این‌ها نبود بلكه به سبب روش پسندیده او در عرضه‌ی اسلام بود .

قدرت بیان او در تبیین و تفهیم مسائل و احتیاجات فكری جوانان دانشگاهی آن هم بدون ترس و هراس از سرزنش سرزنش كنندگان، از او شخصیتی محبوب و قابل توجه ساخته بود. شخصیتی كه در مقابل برچسب‌ها و انگ‌های گوناگون مقاومتی سخت‌تر از مقاومت كوه را نشان می‌داد كه : المؤمن أصلب من الجبل.

همزمان با اوج گیری انقلاب شكوهمند اسلامی، تشكیلات فكری و مبارزاتی او كه برای شكل‌گیری آن، سال‌ها زحمت كشیده بود به نام "مجمع احیاء تفكرات شیعی" اعلام موجودیت رسمی و علنی كرد و با این اعلان جوانان متعهدی كه منتظر بروز چنین محور استواری در میان آن همه تبلیغات زهر‌آگین دشمنان اسلام بودند به استقبالش شتافتند .

شهید دیالمه اعتقادش بر آن بود كه باید در زمینه‌های فكری و عقیدتی مردم به شكل عمیق كار شود تا انقلاب اسلامی در سال‌های بعد قدرت تداوم داشته باشد، او اذهان نسل جوان را چون زمین بایری می دانست كه بیم آن می‌رفت بذر افكار التقاطی و انحرافی در آن كاشته و ثمرات خطرناكی را در پیش رو داشته باشد. او كه خطر نفاق و التقاط را به خوبی درك كرده بود با امكانات محدودش نقشی شگرف در تطهیر سیمای فرهنگ اسلامی از غرب زدگی و شرق زدگی ایفا كرد.

فریاد‌هایی از سر درد ، تكان‌هایی برای بیداری و ارائه طریق ، طرح‌هایی كلی از یك مكتب، نوعی بسیج فكری و روحی در جامعه دانشگاهی آن روز، آن هم در شرایط قبل و بعد از انقلاب، همه و همه حر كت‌هایی بود كه كارنامه پر برگ‌ و ‌بارتری برای او از دیگرانی كه فرصت‌ها و امكانات بیشتری داشتند ایجاد كرد. خاطره باشكوه راهپیمایی 15 خرداد 55 در پایین خیابان مشهد طراحی كه با ابتكار آن شهید بزرگوار و با" شعار درود بر خمینی" شكل گرفت، نشانگر دقت، ظرافت و پشتكار او در ارائه طریق به جامعه به ویژه دانشگاهیان مبارز بود. بدون شك مقصود او از این همه فریاد تنها تفسیر حقیقت نبود بلكه تغییر مخاطب بود او نمی‌خواست فقط چیزی را تبیین كند او می‌خواست درد انسانیت را در جان بی دینان و درد دین را در جان دینداران بی‌درد زنده كرده و تحول ایجاد كند.

و از آنجایی كه عقائد و باورهایش در حاشیه زندگیش نبود كه گاهگاهی به آن رجوع كند و دین برای او آدابی برای اوقاتی ویژه به حساب نمی‌آمد بلكه با آن زندگی می‌كرد و نفس می‌كشید، از این جهت هر كلمه‌اش جرقه‌ای بود و هر جمله‌اش شعله‌ای كه می‌سوخت و می‌گفت و می‌سوزاند.

هر چند این جدیت و حرارت مرسوم آن دوران نبود و برخی به آن خرده می‌گرفتند.

جلسات سخنرانی عمومی در دانشگاه‌های مختلف مشهد و كلاس‌های مجمع احیاء‌تفكرات شیعی برای عمق بخشیدن به مبانی فكری و اعتقادی-سیاسی جوانان، فرصتی بود برای درخشش جوانی كه مأموریت خود را تبلور تكلیف در نفوس آگاه و متعهد می‌دانست .

بسیاری از گزاره‌ها از قبیل ضوابط حركت بر صراط مستقیم ، در تنهایی ثقلین ، اگر فاطمه نبود، جایگاه و موقعیت زن در جامعه اسلامی و...كه امروز كلیشه شده و به راحتی به زبان آورده می‌شود، در عصر او در میان دانشجویان و جوانان كه با رژیم ستم شاهی مبارزه می‌كردند مطرح نبود و شاید بتوان گفت در دانشگاهیان آن روز چنین عباراتی غریب می‌نمود. اوبرای اولین بار در سطح دانشگاه به جای مباحثی چون: جامعه ی بی طبقه توحیدی، خود سازی انقلابی و مانند این‌ها كه رایج بود ضوابط حركت بر صراط مستقیم را موضوع سخنان خود قرار داد تا نشان دهد كه دغدغه‌ها و دل مشغولی‌های او از سنخ دیگری است .

كلاس‌های مجمع با تفاوتی آشكار از حیث محتوا با سایر كلاس‌های آن روز كم كم جای خود را در میان نسل جوان باز می‌كرد و البته این تفاوت فقط در محتوا نبود، جدا سازی كلاس‌های خانم‌ها از آقایان برای اولین بار در قشر دانشجویی آن روز به منظور حفظ حدود و تقوای الهی، پیام بزرگی در بطن خود داشت كه فضای كلاس‌ها را در ظاهر متفاوت نشان می‌داد.

با استخراج و طبقه بندی واژگان، اصطلاحات و تعابیر به كار رفته در مباحث مطروحه توسط هر شخص می‌توان پی برد كه حساسیت‌های او در چه حوزه‌هایی بوده است، چرا كه پیامبر (ص) فرمودند : من احب شئیاً أكثر ذكره (هر كس چیزی را دوست بدارد زیاد یادش می‌كند).

برای شناخت آرمان‌ها و دغدغه‌های دكتر دیالمه كلید واژه‌های پر تكرار او را چنین می‌یابیم :

مذهب - انسان - زمان - صراط مستقیم ‌- وجود معصوم - اندیشه اسلامی شیعی - احیاء - روحانیت و مرجعیت - اهل بیت - ثقلین – غدیر- عاشورا – انتظار-فاطمه(س) –امام سجاد (ع).

اینان قاموس فكری شهید بود كه نشانگر شخصیت و اندیشه او است.

سخنرانی‌های او با سخنان شخصیت‌های دیگر یك تفاوت و تمایز چشمگیر داشت، در كلام آنان بیشتر از اسلام سخن می‌رفت و جز در موارد ضرورت به تشیع اشاره نمی‌شد، اما او بر اسلام شیعی پای می‌فشرد!!!

فضای حاكم بر كلام او فضایی شیعی بود و رنگ و بوی تشیع علوی درآن غلظت و شّدت داشت. چندان با حرارت از قرآن كریم و اهل بیت(ع) سخن می‌گفت كه گویی سرنوشت آن را فقط به او سپرده اند و او یكّه و تنها باید رسالت‌های الهی را ابلاغ كند ، هنگامی كه از عاشورا و غدیر سخن می‌گفت تو گویی كه آن را از لابه لای كتاب‌ها در نیافته بلكه آن‌ها را دیده و لمس كرده است، او همه چیز را جدی می‌گرفت و جدی می‌گفت، حتی واژه‌ها هنگامی كه بر زبان جاری می‌شدند: مسلمان - عالم - انقلابی شیعه، آنان را به جِّد اراده می‌كرد و از آنها انتظار ویژه داشت، به گونه‌ای كه انگیزه و هدف به مخاطب می‌داد و افق جدیدی به روی او می‌گشود كه منجر به تحول می‌شد.

گر چه سخنرانی‌های او آینه تمام نمای وجود او نبود و هرگز ابعاد شخصیت او را نمی‌نمایاند، كه او بسیار بزرگتر از آن بود كه در كلامش تجلی یابد . این نكته را تنها كسانی در یافتند كه افتخار مصاحبت با او را داشتند ، او عملش بیشتر از كلامش بود .

سال 1359 همزمان با اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی، پنچ تن از علمای طراز اول مشهد، دكتر دیالمه را به عنوان كاندیدای خود به مردم معرفی كردند و یك بار دیگر پیامبر گونه اسامه‌ی زمان خود را بر بسیاری از كبار و سالخوردگان ترجیح دادند و او نیز به هدف ادای تكلیف با رأی قاطع مردم مشهد وارد سنگر مجلس شد و به تهران آمد.

آغاز دوران نمایندگی مجلس همزمان با ریاست جمهوری بنی صدر نقطه عطف دیگری در حیات شهید بود كه ابعاد دیگری از شخصیت او را نمایان ساخت.

شهید دیالمه اولین كسی بود كه قبل از ریاست جمهوری، افكار بنی صدر را مطالعه و نقادی نموده و نقاط ضعف بینش التقاطی وی را یافته بود و افكار او را در كتاب‌هایی مثل تعمیم امامت ، مخالف ولایت فقیه می‌دانست. لذا با ریاست جمهوری او مخالفت كرد و اعلام كرد:

" ریاست جمهوری بنی صدر برای اسلام و جامعه اسلامی ایران یك فاجعه است"

و برای آن كه این مخالفت در شعار و اندیشه خلاصه نشود با جمعی از دوستان مجمع به عنوان اعتراض در محل روزنامه انقلاب اسلامی تحصن كردند.

شهید دیالمه جریانات انحرافی منافقین را در سال 54 با انتشار اعلامیه‌هایی در سرتاسر دانشگاه مشهد به عموم مبارزین هشدار داده بود ، پس از پیروزی انقلاب آن را كالبد شكافی كرده و در ده‌ها سخنرانی به نام " تبیین تبیین جهان" به نقد و بررسی كتاب ایدئولوژیك سازمان منافقین پرداخته وریشه‌های انحراف را بر اساس مبانی دین آشكار ساخت و به جرأت اعلام كرد كه ایدئولوژی سازمان چیزی جز افكار ماركسیستی مزین شده به آیات قرآن نیست!!!

بسیاری در آن روزگار این حركت‌ها را تند و با شتاب می‌دانستند اما او كه التقاط این مبانی برایش آشكار بود و اشخاص و گروه‌ها را با محك ارزش‌ها و عقاید دینی می سنجید، بنا نداشت كه با هیچ كس بر سر اصول و ارزش‌ها معامله كند. آری او فریادش از تفكرهای جانبی كه به اسلام نزدیك می‌شد بلند بود، آن گونه كه او را در مقابل همه كسانی كه می‌خواستند به دین هجوم ببرند آشفته می‌یافتی.

نكته قابل توجه این بود كه مبارزات او با فرقان، منافقین، فدائیان خلق، حزب توده، حزب خلق مسلمان و سایر گروه‌های انحرافی آن روز حتی مخالفتش با بنی صدر ریشه ی اعتقادی داشت. او جریان‌های اجتماعی و انحرافات فكری را می‌شناخت لذا تنها كسی بود كه مبارزاتش با گروه‌های سیاسی منحرف و مخالف انقلاب، ایدئولوژیك و بر اساس مبانی فكری بود و نه بر اساس عملكردهای سیاسی، و درست به همین خاطر، آنچه را همگان سال‌ها بعد، وقتی تصویرش بزرگ می‌شد و نزدیك می‌آمد، درك می‌كردند، چشمان تیز بین او سال‌ها جلوتر می‌دید و از آن سخن می‌گفت . خودش می‌گفت:" جرم من آن است كه حرف‌هایم را زودتر از زمان می زنم" .و درست به همین خاطر بود كه نوك تیز حمله دشمنان و منافقین به سمت او بود و وحشتی كه دشمنان از زبان او داشتند از حركت‌های دیگران نداشتند.

دقت و تأمل در مباحثی كه شهید ضرورت طرح آنان را حس كرد و تبیین نمود ما را به كشف دو نگاه ویژه در او سوق می‌دهد: یكی نگاه دشمن شناسی كه منجر به درك و طرح ریشه‌های تفكر منافقین و سایر گروه‌های انحرافی گردید و نگاه دیگر ضرورت طرح معارف دینی در حد نیازهای آن روز تا نشان دهد كه معرفت دینی تنها محدود به آنچه مبارزان آن روز می پنداشتند، نیست. در میان جمعیتی از مبارزان دانشگاهی آن روز كه تنها امامت را در 2 امام ، حضرت علی(ع) و امام حسین(ع) تصور می‌كردند، سخن گفتن از رساله حقوقیه امام سجاد نگاهی ویژه بود.

نكته‌ای كه نباید از آن غفلت كرد باور جدی شهید به جایگاه مرجعیت و روحانیت اصیل شیعه بود ، او فقاهت شیعی را ملجأ و مرجع مردم می‌دانست و بر عكس بسیاری از روشنفكران دانشگاهی آن عصر كه اگر حرفی برای گفتن داشتند عادتاً روحانیت را مورد هجوم قرار می‌دادند ، او همواره مدافع حریم مرجعیت و در رأس آنان ولایت فقیه بود.

سخنرانی پر مغز او در تبیین جایگاه ولایت فقیه از پایگاه دانشگاه، نكته‌ای بود كه او را ازمبارزان و روشنفكران هم عصرش جدا می‌كرد و البته این دفاع تنها در بعد نظری نبود كه او به واقع تابع و پیرو راستین امام (ره) ، رهبر كبیر انقلاب بود.

و زمانی كه امام (ره) به دلیل شرایط حساس كشور در سخنرانی خویش اشاره نمودند كه ریاست جمهوری نباید تضعیف شود ، شهید دیالمه علی رغم همه اسناد و مداركی كه بر علیه بنی صدر و حمایت‌های استعماری از او و نقشه‌های خائنانه‌اش داشت لب فرو بست و به مدت 2 ماه همه سخنرانی‌های خود را به تبعیت از كلام رهبر تعطیل نمود و گفت: «اگر از من در باره ی بنی صدر بپرسند نمی توانم خلاف آنچه باور دارم بگویم ، از طرفی امام صلاح دانسته اند كه كلامی گفته نشود بنا بر این در مجالس حضور نخواهم یافت.»

بالاخره آن زمان كه لحظه تاریخی رأی مجلس به عدم كفایت سیاسی بنی صدر فرا رسید علی رغم همه توطئه‌هایی كه بر علیه او شد تا اسنادش را در مجلس طرح نكند، نگاه او این بود كه من برای تاریخ حرف می زنم تا نباشد كه آیندگان اینطور قضاوت كنند كه اولین مجلس شورای اسلامی در رأی به عدم كفایت سیاسی اولین رئیس جمهور خود مدارك و مستندات متقنی نداشت!!!

آری بسیارند كسانی كه چون شناخته نشوند دوست داشتنی اند اما چون تجزیه و تحلیل شوند لایق دوستی نیستند. اما شهید دیالمه هر چه شكفته‌تر شد و هر چه حوادث تاریخی بیشتر او را می‌نمایاند، گرانبهاتر گشت ، به گونه‌ای كه اختلافش با دیگران ،كه در نظر اول مشهود نبود، آشكار می‌گردید.

به رغم این كه شهید دیالمه شخصیتی كاریزماتیك و پر جاذبه داشت ، امّا هیچ گاه مرید تراشی نكرد و در حالی كه كسانی برای به دست آوردن مرید تدبیر می‌اندیشیدند ، او متاع شهرت را به فلسی نخرید.

جمله مشهور او در هنگام انتخابات كه " من كیسه برای رأی جمع كردن ندوخته ام " نشان اوج اخلاص او بود .

او دغدغه نام و مقام نداشت و علی رغم 400 ساعت سخنرانی برای جامعه جوان آن روز ،هماره از شهره شدن گریخت و هرگز از خویش سخن نگفت، در مصاحبه‌ای با روزنامه آزادگان آنگاه كه از او خواسته شد در مورد فعالیت‌های سیاسی خود قبل از انقلاب و فعالیت‌های انتخاباتی برای ورود به مجلس توضیح دهد گفت :

« من سعی كرده‌ام در زمان فعالیت‌های انتخاباتی‌ام نه زندگی نامه‌‌ای برای خود بنویسم و نه در جایی مسائلی از گذشته‌ام مطرح كنم علت هم این بود كه فكر می‌كنم ما بعد از انقلاب باید نشان بدهیم كه چه می‌خواهیم انجام دهیم، تكیه بر گذشته فقط از ما یك سوپرمن می‌سازد كه در ذهنمان تصور كنیم كاری كردیم و كم كم امر برخودمان هم مشتبه شود ... .»

آری او در پی خود نمی‌رفت و همین امر هم سبب شد كه سرانجام گمشده‌ای شود در میان جوانان این سرزمین، به پندار عده‌ای: یكی از نمایندگان مجلس!! یا یكی از جوانان انقلابی!! و یا مسلمانی پر شور!! همین و بس!! و حال آنكه او فقط همین نبود... .

او جوانی بود كه با مرزبانی از حوزه تفكر شیعی درین راه پرچم افراشته و به پایگاه عزت خورشید رسید.

و همین امر نیز سبب شد كه هدف سهمگین ترین تبلیغات سوء دشمن قرار گیرد تا آنجا كه حقایق و واقعیات شخصیت او علی رغم همه فضایلش بر بسیاری از دوستان نیز پوشیده و پرده‌های ابهام همچنان باقی ماند.

و سرانجام یكشنبه 7 تیرماه 1360 در حادثه انفجار بمب كینه توسط منافقین در حزب جمهوری اسلامی به همراه 72 تن دیگر از یاران امام (ره) به شهادت رسید .



Image result for ‫شهید دیالمه‬‎

پیكر پاكش درقم در صحن مطهر حضرت معصومه (س) ( مقبره شهید مفتح ) به خاك سپرده شد تا یكبار دیگر تجلی عملی همه كوشش‌هایی باشد كه به جهت ایجاد وحدت حوزه و دانشگاه از این مجاهد جوان تبلور یافت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

یادمان باشد که اولین گام و مهم ترین گام برای فاطمی بودن، ولایت مدار بودن به هر قیمتی است؛ آن گونه که ریحانه النبی (س) زندگی اش را، محسنش را، و تمام هستی اش را برای تایید آن، در این راه اهدا نمود.



مدیر وبلاگ : فاطمه جهانداری
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

آیه قرآن وصیت شهدا مهدویت امام زمان (عج) پخش زنده حرم JavaCod.Ir

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کد ِکج شدَنِ تَصآویر


                    
 
 

ابزار های نایت اسکین